دراين مقاله ساندرز فرايند تحقيق در جامعه شناسي را با تحقيقات كارآگاهي مقايسه ميكند. او پس از بيان اهميت و جايگاه نظريه در فرايند تحقيق، وجوه اشتراك نظريه براي كارآگاه و جامعه شناسي را بر ميشمارد و در ادامه به اهميت وجود آثار و نشانهها براي كارآگاه اشاره ميكند و به بررسي همين امر درباره جامعهشناس ميپردازد. آنگاه مسائل موجود در فرايند تحقيق را بيان ميدارد؛ كه مواردي مانند روايي و اعتبار از آن جملهاند. در پايان ساندرز به مبحث اخلاق، به عنوان يكي از مسائل تحقيق اشاره ميكند، اينكه جامعهشناس و كارآگاه تا چه حد مجازند وارد حيطه زندگي خصوصي افراد شوند.