امروزه شرط ضروري و اصاسي پيشرفت در رسانه، تحليل و شناخت درست از وضعيت محيطي و محاطي است؛ به ويژه موفقيت رسانههاي عمومي در جريان سازيهاي مطلوب فرهنگي، سياسي، اجتماعي و جلب مخاطبان در گرو اتكا به پژوهشهاي مناسب، كارآمد و اثربخش است.
پژوهش فرهنگي جايگاه بس رفيع و مهمي در رسانهها دارد. به طوري كه مديريت فرهنگي رسانهها امروزه پژوهش را به عنوان جزئي از فعاليت خود يا جزئي از فعاليت مرتبط با خود پذيرفته است و اين پذيرش في نفسه نوعي تكامل و گامي به پيش محسوب ميشود. پژوهش به مشابه فرايند يادگيري سازماني است و اختلال در آن به منزله اختلال نظام يادگيري سازمان و مديريت تلقي ميشود. مجموعه سازمانهاي رسانهها، نظامهاي زندهاي هستند كه بايد مدام بياموزند. اين موضوع براي صداوسيما از اينرو اهميت بيشتري دارد كه بايد اين سازمان را در زمره سازمانهاي ياددهنده قرار داد. اگر سازمانها را به دو گروه سازمانهاي ياددهنده و يادگيرنده تقسيم كنيم- سازمان صداوسيما به منزله سازمان يادددهنده بايد بصيرت لازم را براي برخورد مناسب و غير انفعالي با تحولات محيطي داشته باشد و در اختيار سازمانهاي ديگر قرار دهد.