ما دراين بخش به بررسي مضمونهاي اجتماعي استفاده از رسانهها خواهيم پرداخت.
همچنين پي خواهيم برد كه تاثيرات رسانهها كدامند و چگونه موردبررسي قرار ميگيرند. سپس بهطور مختصر به نظريههاي انتقادي رسانههاي گروهي خواهيم پرداخت كه موضوع اصلي آن بر مضمونهاي گسترده فرهنگي رسانهها استوار است.
در انتها نيز مروري بر پژوهش در رسانهها و تبليغات خواهيم داشت.
همان طور كه از شواهد برميآيد،«حمله به رسانهها» به شكل ورزشي پرطرفدار درآمدهاست.
نخست، منتقدان به شواهد تازهاي از تاثيرات منفي رسانهها دست مييابند و سپس كارشناسان رسانهها در پي تكذيب اين ادعاها برميآيند. ميزگردها و مقالههاي سردبيري نيز تا مدتي جنجال به راه مياندازند.جلسه هاي متعدد دادرسي برگزار ميشوند و درخواستهايي مبني بر انجام اقدامات لازم مطرح ميشود. درپي اين رخدادها، رسانهها خود را در پناه حمايتهاي اصلاحيه رسانهها درباره حق آزادي بيان قرار ميدهند و متعهد ميشوند كه از اين پس فعاليتهاي خود را كنترل كنند. درنتيجه بحثها و جنجالها نيز بهطور موقت فروكش ميكنند(جنسن و گراهام، 1993).