مرکزتحقيقات سازمان صدا و سيما به مناسبت سال پيامبر تقديم مي کند .
 
صفحه اصلي
 زندگينامه
 سيره
 اخلاق
 احاديث
 نبوت

 مقالات

 شعر
 بخش صوتي
 
   

 

نيمه شب ، خورشيد مى‏تابد ...

كه اى ياران مگر ديشب به خواب مرگ پيوستيد؟

چه كس ديد از شما آن روشنان آسمانى را؟

كه ديد از «مكيان‏» آن ماهتاب پرنيانى را؟

بيابان بود و تنهايى و من ديدم

كه از هر سو ستاره بر زمين ما فرود آمد

به چشم خويش ديدم ماه را از جاى خود كندند

ز هر سو در بيابان عطر مشك و بوى عود آمد

بيابان بود و من، اما چه مهتاب دلارايى!

بيابان بود و من، اما چه اخترهاى زيبايى!

بيابان رازها دارد، بيابان، نقش ها دارد

كه در شهر آشكارا نيست كجا بوديد اى ياران؟

كه ديشب آسماني ها زمين «مكه‏» را كردند

گلباران ولى گل نه، ستاره بود جاى گل

زمين و آسمان «مكه‏» ديشب نور باران بود

هوا آغشته با عطر شفا بخش بهاران بود.




كه اينك بر فراز چرخ، بينى نام «احمد» را

و در هر موج بينى اوج گلبانگ «محمد» را

«محمد» زنده و جاويد خواهد ماند

«محمد» تا ابد تابنده چون خورشيد خواهد ماند

جهانى نيك مى‏داند كه نامى همچو نام پاك پيغمبر مؤيد نيست

و مردى زير اين سبز آسمان همتاى «احمد» نيست

زمين ويرانه باد و سرنگون باد آسمان پير،

اگر بينيم روزى در جهان نام «محمد» نيست.

"مهدي سهيلي"

 

آفتاب حق

خورشيد عشق را، ره شام و زوال نيست

بر هر دلي که تافت، در آن دل ضلال نيست


در آسمان دلبري و آستان عشق

نور جمال دلبر ما را مثال نيست


هر دم چو مهر نور فشاند به خاطرم

تا شوق اوست، جان و دلم را ملال نيست


با نام احمد است که دل زنده مي شود

دل را بيازماي که کاري محال نيست


اي آفتاب حق که تويي ختم مرسلين

با روشنيّ روي تو، بدر وهلال نيست


حد کمال و حکمت و انوار معرفت

تنها تويي وغير تو حدّ کمال نيست


تا تو شفيع خلقي و درياي رحمتي

اميد عفو هست و نشان وبال نيست


در صحنه حيات و به طومار کائنات

آيين پاک منجي ما را همال نيست


ما عاشقان و پيرو راه محمديم

بهتر ازين طريقت و راه و روال نيست


"محمدرضا خزائلي"
 
گردونه گردان

از بدايع جلوه هاي تازه اي كيهان نهاد

باز طرح ديگري گردونه گردان نهاد


دشت و بستان هر طرف ، بيني گلي الوان نهاد

ريخت طرحي نو جهان با مقدم باد صبا


بر گل سوري ، ز شبنم لؤلؤ و مرجان نهاد

ابر رحمت باز گوهر ريز و گوهر پاش شد


طبله را عطار بست و قفل بر دكان نهاد

باد ، عنبر ساي گرديد و نسيم عنبر فروش


سر خوش از ديدار گل شد، پرده ي الحان نهاد

بلبل ِ هجران كشيده در فضاي گلستان


تاجي از بيجاده بر سر، لاله نعمان نهاد

بوستان و كوه و صحرا رونقي ديگر گرفت


جعفر صادق كه زِ احسان، قادر منان نهاد

اين همه آثار هست از يمن شاه دين، امام


كاو قدوم اقدسش در عالم امكان نهاد

هفده ماه ربيع الاول ، اندر جمعه ، بود


حق تعالي بر خلايق ، منت و احسان نهاد

با طلوع ِ آفتاب ِ آسمان ِ معرفت


زين تلألؤ بر جهان ، انواري از يزدان نهاد

كرد بر كون و مكان ، خورشيد حق تابندگي


گشت و تاج فخر را بر تارك اديان نهاد

بهره ور از مكتب علم و صفاي جد و باب


آن كه اندر محضرش سر بر خط فرمان نهاد

از مقام ِ شامخ ِ علمي ِ او شد مستفيض


افقه و اعرف كه ركن و پايه ي ايمان نهاد

اعلم و اتقي و افضل ، عاملي صديق بود


بود و آيين را بنا بر حجت و برهان نهاد

مستجاب الدعوه و برهان حق و مقتدا


شيعه را مذهب به رسم جعفري بنيان نهاد

يافته دين محمد(ص) از وجودش اعتبار


بهرِ ترويج ِ شريعت ، پاي در ميدان نهاد

مفتخر، دانشوران بودند از شاگردي اش


پايه هاي علم شيمي ، جابر حيان نهاد

تربيت فرمود ، شاگردان ِ عالم بيشمار


برتري او را خدا ، بر همسر و اقران نهاد

مام گيتي ، مثل او هرگز نزايد در قرون


قدر والايش عنان فكر، سرگردان نهاد

گر زبان ِ خامه عاجز آمد از توصيف او


لطف تو شاها به دل مرهم پي درمان نهاد

نااميد از آستان خويش" فرزين" را مساز

 

پي نوشت :
" عبدالحسين فرزين "
 
 
 

 

 

 
 
 
 

نظرسنجي|پژوهش هاي مرکز|چکيده پژوهشهاي مراکز تحقيقاتي کتابخانه فرهنگ مردم | سايتهاي مفيد درباره مرکز

کليه حقوق اين سايت متعلق به مرکز تحقيقات، مطالعات وسنجش برنامه اي سازمان صداوسيما است.