| |
|
|
| |
 |
|
|
•
امساك از كدخدايي مدان.
•
اگر ريگ بيابان درشود چشم گدايان پر نشود.
•
پول داده ام مي خورمش.
•
پول را كاغذ نمي برد.
•
پول علف خرس نيست.
•
خواري زطمع خيزد و عزت زقناعت.
•
چيزي بخور چيزي بده چيزي بنه.
|
 |
|
|
•
شكم زير دست است، به هر چه بدهي مست است.
•
سودا گر پنير در شيشه مي خورد.
•
قناعت هر كه كرد آخر غني شد.
•
مرده از جوع، به كه زنده به قرض.
•
نكاهد به پرهيز افزودني.
•
نانت را با آب بخور ، منت آب دوغ مكش.
•
هر چه نخوري، يخني بود.
•
هر چه صرفهكني، گر به بود.
•
نسيه خور بسيار خورد.
•
يكشاهي هم يكشاهي است.
•
يك سال بخور نان و تره هر سال بخور نان و كره [ يك سال بخور نان و تره هر سال بخور مرغ و بره].
•
اگر خواهي بيرنج توانگر باشي بسنده كار باش.
•
طوري بخور كه هميشه بخوري.
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
|
|
|
 |
|
|
امام علی (ع) می
فرمایند :
زیاده روی مقدمه فقر و تنگدستی است.
|
|
|
|
|
| |
|