| |
|
|
| |
 |
|
ارتقاء بهرهوري يكي از راهكارهاي اصلاح الگوي مصرف
خبرگزاري فارس:اصولاً منابع هر كشور محدود ميباشد لذا
براي افزايش استانداردهاي زندگي يك ملت لزوم بهترين
روش استفاده از اين منابع ضروري ميباشد هر كشوري
بتواند با استفاده از كمترين منابع بيشترين
بهرهبرداري را بنمايد ميتواند بطور مستقيم بر كيفيت
زندگي مردم خود، تاثير مثبت بگذارد.
امروزه در اقتصاد كليه كشورها اعم از كشورهاي توسعه
يافته و يا در حال توسعه، بهرهوري به اولويتي ملي
تبديل شده است. تاكيد مقام معظم رهبري در سال 88 بر
اصلاح الگوي مصرف بدرستي و در بهترين موقعيت مطرح شده
است. در مقطع زماني كنوني كه از طرفي اقتصاد جهاني با
رود مواجه شده از سوي ديگر با سقوط قيمت نفت درآمد
كشورهاي نفتي دچار كاهش شده است، ناسب ترين زمان براي
تغيير رفتارهاي غير صحيح در استفاده از منابع و تلاش
در جهت ارتقاء بهرهوري ميباشد.
اصولاً منابع هر كشور محدود است بنابراين براي افزايش
استانداردهاي زندگي يك ملت لزوم بهترين روش استفاده از
اين منابع ضروري ميباشد هر كشوري بتواند با استفاده
از كمترين منابع بيشترين بهرهبرداري را بنمايد
ميتواند بطور مستقيم بر كيفيت زندگي مردم خود، تاثير
مثبت بگذارد.
بهرهوري چيست؟
استفاده موثر از منابع اعم از مواد، زمين، سرمايه،
نيروي انساني، انرژي، ماشين آلات و تجهيزات و همچنين
اطلاعات كه نقش فزايندهاي در زندگي بشري داشته است، در
فرايند توليد كالاها و خدمات، بهرهوري نام گرفته است.
به عبارت ديگر كليه تلاشهاي ساختار يافته براي كاهش
اتلاف نابع اعم از مواد، ماشين و نيروي انساني و تعامل
نادرست آنها نظام ارتقاء بهرهوري را نسبت ستاده (كالا
يا خدمات) بر داده (عامل يا عوامل توليد) تعريف
ميكند.
نظام ارتقاء بهرهوري در سه طبقه قابل تفكيك و
دستهبندي ميباشد:
1. نظامهايي كه بر حذف يا كاهش تلفات ناشي از مواد و
ماشين تمركز دارد به گونهاي كه بدون اين كه به كيفيت
آسيب بزنند كالا يا خدمات مورد نظر با مواد و تجهيزات
كمتري به انجام برسد كه به نظام بهرهوري سرمايه گفته
ميشود.
2. سيستمهايي كه بر حذف يا كاهش تلفات ناشي از عملكرد
نيروي انساني تمركز دارد كه ميزان كار معيني با نيروي
انساني كمتر صورت پذيرد نظام بهرهوري منابع انساني
اطلاق ميگردد.
3. مجموعهاي از اقدامات كه بر حذف يا كاهش اتلافهاي
مرتبط با تعامل نامناسب نيروي انساني، تجهيزات و ماشين
آلات و منابع و مواد تمركز دارد بهرهوري كل عوامل TFP
ناميده ميشود.
براي دسترسي به نظام بهرهوري سرمايه (مواد و ماشين)
سختافزار محور و با افزايش تكنولوژي قابليت حصول
دارند. براي دسته دوم نظام بهرهوري نيروي كار استفاده
از سيستمهاي توسعه منابع انساني با انسان افزار محور و
براي دسترسي به يك دسته سوم نظام بهرهوري كل عوامل به
سيستمهاي نرمافزار محور پايش مدواوم انها اقدام
نمود.
چگونه ميتوان به ارتقاء بهرهوري دست يافت؟
براي دسترسي به بهرهوري بالاتر بايد ضايعات را به هر
شكلي كه وجود دارند شناسايي نمود و نسبت به حذف يا
كاهش آن اقدام نمود و همچنين كليه كارهاي اضافه كه هيچ
ارزش افزودهاي براي محصول و خدمات ايجاد نمي كنند از
چرخه فعاليتها حذف نمود.
براي شناسايي گلوگاههاي براي حذف يا كاهش منابع و
اتلاف نيروي انساني ميتوان به موارد ذيل اشاره كرد:
الف: استفاده بهينه از فضاها: حذف انبارها از چرخه
توليد و خدمات و استفاده مواد باندازه سفارش توليد،
بهرهگيري از منابع در كوتاهترين مدت و ايجاد چرخه
زنجيرهاي تامين و حداقا كردن فضاهاي غير مولد.
ب: استفاده بهينه از حمل ونقل: كوتاه كردن و بهينه
كردن فاصلههاي مبدا و مقصد و ايجاد روشهاي نوين مثل
استفاده از رايانه به نحوي كه حمل و نقل و جابجايي
نوين مثل استفاده از رايانه بنحوي كه حمل و نقل و جابه
جايي افراد و مواد را به حداقل برسانيم.
ج: استفاده بهينه از منابع و انرژي: با بروزآوري
تكنولوژي و تعميرات بموقع استفاده از تجهيزات مناسب
استفاده از منابع و انرژي اعم از منابع انساني (با كمك
اتوماسيون) و كاهش انرژي با روشهاي تبديل انرزي و
استفاده از چرخه حفظ آن، استفاده از منابع را به حداقل
برسانيم.
د: استفاده بهينه از زمان،: با كمك مديريت زمان و كاهش
زمان انجام كارها سرعت بخشيدن به چرخه فرايند توليد و
خدمات، كاهش مكالمات تلفني وقت گيرريا، مديريت وثر بر
جلسات، اولويت بندي كارهاي مهم و پرداختن به آنها و
حذف فعاليتهاي غير مرتبط،د زمان اقدامات خود را به
حداقل برسانيم.
بهرهوري را ميتوان از دو ديدگاه بررسي كرد:
1. ديدگاه فني يا تكنيكي: در اين ديدگاه بهرهوري نسبت
ستانده به يك عوامل توليد (داده) است هر ميزان با داده
كمتر ستانده بيشتري دريافت شود موجب ارتقاء بهرهوري
ميگردد يا حداقل با ستانده مساوي ولي كاهش داده
ميتوان موجب تعالي بهرهوري گرديد.
2. ديدگاه فرهنگي: اين رويكرد از نوع ديدگاه فكري
ميباشد كليه افراد هموراه سعي در بهبود وضع فعلي
دارند، نقطه كليدي در اينجا نهفته است كه تا ديدگاه
فرهنگي را در جامعه اعم از خانواده، محيطهاي آموزشي،
بنگاههاي كسب و كار و ... توسعه ندهيم به ارتقاء
مطلوب بهرهوري نخواهيم رسيد. همه آحاد جامعه ميبايست
از منظر حذف عوامل زايد و بهبود مستمر در فعاليتها به
همه چيز بنگرند.
از اين رو بهرهوري يك ديدگاه فكري است براي پيشرفت و
بهبود آنچه وجود دراد، بهرهوري اطمينان به قابليت
انجام كارهاي امروز بهتر از ديروز بطور مداوم است.
چرخه مديريت بهرهوري
براي ارتقاء بهرهوري لازم است برنامهريزي صورت گيرد
به اين مفهوم كه هم اكنون در چه سطح بهرهوري قرار
داريم و به كجا ميخواهيم برسيم و براي رسيدن به مقصد
چه كارهايي مناسبترين راه براي نيل به هدف هستند،
صاحب نظران علم بهرهوري اين موضوع را در بحثي پيرامون
چرخه مديريت بهرهوري كه به PDCA يا با تغييري ديگر
MEPI نام نهادهاند كه نمودار آن در ذيل آمده است.
همانگونه كه در چرخه بهبود بهرهوري آمده است گام نخست
جهت برنامهريزي اطلاع از سطح موجود شاخصهاي بهرهوري
ميباشد. لذا اندازهگيري شاخصهاي بهرهوري ضروري است
و جزء لاينفك فرايند علمي مديريت بهرهوري است و اگر
بخواهيم فرهنگ بهرهوري را در سازمان جاري سازيم لازمه
آن را ارائه باز خور از شاخصهاي بهرهوري و ارائه
راهكارهاي جهت بهبود و ارتقاء شاخص ميباشد.
كاركردهاي ناب براي مديريت بهرهوري:
1. آگاهي سازي: كسب اطلاع از وضعيت فعلي سازمان و
اهداف بهرهوري آن ميباشد.
2. ارزيابي بازخور: ايجاد مكانيزمي براي ارائه بازخورد
ميباشد تا افارد از موقعيتها لذت برده و درس بياموزند
و براي غلبه بر بازدهي نا مطلوب انگيزههاي خود را
بالا برند.
3. ايجاد اطلاعات مناسب: براي اخذ تصميمگيري مديريتي
و تحليلهاي مناسب دادهها و اطلاعات مناسب بايد جمع
اوري و در دسترس قرار گيرد و خصوصاً براي پايش
شاخصهاي بهرهوري و خود اطلاعات امري ضروري و بديهي
است.
ارزش افزوده( added Value) چيست؟
ارزش افزوده در واقع عبارت است از ثروت اضافهاي كه
توسط فرد يا شركت از طريق فرايند توليد يا ارائه خدمات
ايجاد ميگردد كه با كسر نهادههاي واسطه(مثل هزينه
خريد و مانند آن) از عايديها بدست ميآيد براي مثال
نهادهايي مانند فولاد، شيشه، لاستيك و ... به كمك
ماشين آلات و تجهيزات و نيروي انساني ماهر در طي يك
فرايند به يك خودرو تبديل ميگردد و ارزش جديدي
ميآفريند در واقع به ارزش نهادههاي اوليه افزوده
ميشود.
محاسبه ارزش افزوده به منظور پرهيز از احتساب مضاعف
صورت ميگيرد به اين معني كه ارزش كالاها و خدماتيب كه
به عنوان دادههاي واسطه يك فعاليت به كار گرفته
ميشود به نوبه خود ستاده يك فرايند توليد ميباشد.
ارزش افزوده نا خالص منهاي مصرف سرمايه ثابت، ارزش
افزوده ايجاد شده در شركت يا سازمان بين افرادي كه در
ايجاد نقش داشتهاند تسهيم و بصورت حقوق و دستمزد
كاركنان و استهلاك براي سرمايهگذاري مجدد تجهيزات، از
سه روش يل محاسبه ميگردند:
الف)روش توليد يا تفريق
ب)روش توزيع يا جمع
ج)روش مصرف (هزينه)
هر ميزان بهرهوري ارتقاء بايد انتظار ميرود ارزش
افزوده حاصله از فعاليت نيز افزايش يابد.
انشاءالله در بخشهاي بعدي به مصاديق بهرهوري و اصلاح
الگوي مصرف خواهيم پرداخت.
نويسنده:عباس غفاري
منبع: نشريه گسترش صنعت
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8807131011
|
|
|
| |
|
|
|
|
|
 |
|
|
امام علی (ع) می
فرمایند :
زیاده روی مقدمه فقر و تنگدستی است.
|
|
|
|
|
| |
|