| |
|
|
| |
 |
|
زمان در فرصتهاي توسعه
قطار زمان درجهان سوم
گريزپاست
* كره اي ها صنعت را براي توسعه صادرات مي خواستند.
جوانان را پايه توسعه قرارداده بودند، بخش آموزش را
تجهيز كرده و افراد تحصيلكرده خود را از سراسر دنيا به
كشور فراخواندند.
* تئوريسين هاي توسعه شرقي معتقدند اگر آنها بتوانند
از زمان هايي كه غربي ها از دست مي دهند، استفاده
كنند، به آنها خواهند رسيد.
در سال ۱۳۵۲ سازمان ملل درصدد بود يك قطب صنعتي قوي در
آسيا داير كند. براي اين منظور ايران و كره جنوبي
نامزد شدند. كارشناسان برنامه ريزي ۱۲ شاخص را در نظر
گرفتند و به مقايسه پرداختند. كشور ايران در شاخص هاي
فضاي حياتي، يعني محل زندگي ۳ برابر از كره برتر بود.
شاخص دوم؛ مصرف كاغذ و نوشت افزار سرانه ايرانيها ۲
برابر كره ايها بود. شاخص سوم؛ درصد باسوادي مردم به
همت آمار كلاسهاي اكابر ۴ برابر كره اي ها، گزارش شده
بود. شاخص چهارم؛ مصرف پروتئين حيواني و تنوع مواد
غذايي ايران از حجم بيشتر و تنوع گسترده تري برخوردار
بود. در شاخص پنجم ايران از نظر تعداد پزشك و سلامت و
بهداشت از كشورهاي مطرح دنيا بود و با كره اصلاً قابل
مقايسه نبود. شاخص ششم، نسبت جمعيت به تعداد تخت
بيمارستان بود، كشور ما ۴ برابر نسبت به كره برتري
داشت. شاخص هفتم، مصرف پوشاك بود كه ايرانيان باز هم
نسبت به كره اي ها پرمصرف تر بودند. شاخص هشتم،
پشتوانه مالي جهت سرمايه گذاري خارجي بود كه كره اي ها
فاقد سرمايه هاي معدني، نفت و گاز و … بودند و ايران
دومين صادركننده نفت در زمان خود بود. شاخص نهم، آموزش
فني و حرفه اي در سطح كشور بود زيرا قطب صنعتي به
نيروي كارگر، تكنسين و مهندسين فني نياز دارد. كره اي
ها ۳۶ درصد مدارس و دانشگاههاي خود را به رشته هاي فني
اختصاص داده بودند، در حالي كه در ايران تنها ۲ درصد
داوطلب در هنرستان ها و دانشگاهها جذب بخش هاي فني شده
بودند. شاخص دهم، مصرف سرانه انرژي برحسب بخشهاي
صنعتي، كشاورزي و خدمات بود كه عليرغم مصرف بالاي برق
در جامعه ايران، مصرف برق صنعتي در كره ۲ برابر ايران
بود. شاخص هاي ديگري هم مطرح بود كه به بحث ما كمكي
نمي كند لذا به تحليل همين تعداد بسنده مي كنيم.
سازمان ملل در نهايت، فرهنگ كاري دو كشور را ارزيابي
كرده و متوجه شد ايرانيان طالب يقه سفيد هستند. يعني
كارمندي و پزشكي اما كره اي ها طالب يقه آبي يعني
كارگري و صنعتگرند. در ايران تأمين نيروي انساني براي
صنعت مشكل است يعني تبديل ۲درصد هنرجو به ۳۶ درصد، پنج
سال كار تبليغي و پنج سال آموزش مي برد، لذا زمان را
از دست مي دهند. نژاد زرد، قانع وكم مصرف است و ژاپني
ها در تفاهم ملي سريعاً هماهنگ مي شوند بطوري كه
كارشناس سازمان ملل مي گويد: كارگران ژاپني اعتصاب
كرده بودند، شب هنگام مشاهده كردم كه در حال اضافه
كاري هستند. پرسيدم: اين چه جور اعتصابي است، از روي
ترس است يا نمايش خياباني. جواب دادند: اعتصاب ما
امروز بخاطر اهداف سياسي بود اما اكنون اضافه كاري مي
كنيم تا توليد كشورمان از آمريكايي ها عقب نيفتد. اين
طرز فكر توانست موفقيت آنها را طي دهه گذشته تضمين
كند. براساس گزارشهاي سازمان ملل، نهايتاً كره اي ها
صنعت را براي توسعه صادرات مي خواستند. جوانان را پايه
توسعه قرارداده بودند، بخش آموزش را تجهيز كرده و
افراد تحصيلكرده خود را از سراسر دنيا به كشور
فراخواندند. اما ايراني ها توسعه صنعتي را براي
جايگزين واردات مي خواستند و اين نمي توانست اهداف
استراتژيك توسعه صنعتي را تأمين كند و سرمايه هاي
جهاني را افزايش دهد.
بعدها چين، برزيل، مكزيك و مالزي به اشكال ديگري سعي
كردند قطبهاي صنعتي ايجاد كنند اما امروزه چين موفق
ترين شكل توسعه صادرات را دارد و گوي رقابت را ربوده
است. حركت آهسته و پيوسته مانع فروپاشي آن شد و توليد
ارزان و سياست درهاي باز، توليد ناخالص ملي، اين كشور
را در دنيا به جايگاه دوم جهاني رسانده است.
ماهاتيرمحمد، الگوي موفق مديريت توسعه صادرات زماني كه
كارگران كشورش راهپيمايي كردند و خواستار افزايش
دستمزد شدند در جمع آنها حاضر شد و گفت: چين در روبروي
شما منتظر جذب سرمايه هاست افزايش حقوق در نهايت به
زيان شماست، لذا كارگران به محل كار خود بازگشتند.
توسعه در مالزي توسط نخست وزير اين كشور براساس شاخص
هاي زير شكل گرفت:
۱ـ انتخاب مديران كارآفرين جهت از دست ندادن فرصت و
صرف وقت جهت آموزش مديران.
۲ـ برنامه استراتژي توسعه برمبناي عزم ملي و سياسي
متناسب با منافع كشور تنظيم شد.
۳ـ سيستمي قانونگرا و نظم پذير ايجاد شد، اگرچه در
پاره اي مواقع اين سيستم اشكالاتي پيدا مي كرد اما
اعتماد به سيستم خدشه دار نمي شود و عزم ملي بهبود
سيستم است نه تخريب و اغتشاش. امروز براي اكثريت مردم
مالزي ثابت شده كه فرآيند اجراي هرالگوي اقتصادي،
نابساماني دارند و بايد تحمل كرد تا فعاليتهاي انساني
متناسب با ظرفيتها شكل بگيرد و افراد توانا براي رسيدن
به مسابقه تند و تيز اقتصادي كه سراسر جهان را
فراگرفته، در خط مقدم مديريت ها قرارگيرند. ماهاتير
محمد وقتي مديريتي دچار لغزش مي شود، مي گريد و از
اينكه خواسته هاي كوچك مديران مانع ديدن اهداف بزرگ
كشور شده غصه مي خورد، زيرا مي داند مديري براي رسيدن
به اهداف شخصي، زمان رسيدن به پيروزي بزرگ را از جامعه
گرفته است. او معتقد است برنامه توسعه او نبايد زمان
را تلف كند و در برنامه خود استراتژي استفاده از
فرصتهاي جهاني را به حداكثر و محدوديتها را به حداقل
كاهش دهد تا در آينده كشوري ثروتمند، توسعه يافته و
الگويي موفق باقي گذارد. تئوريسين هاي توسعه شرقي
معتقدند اگر آنها بتوانند از زمان هايي كه غربي ها از
دست مي دهند، استفاده كنند، به آنها خواهند رسيد.
امروز كاربران كامپيوتر در كشورهاي توسعه يافته شرقي
بيشتر از غرب هستند و كامپيوتر ابزاري است كه در اين
مسابقه به آنها امكان رقابت بيشتر را مي دهد. به عنوان
مثال: ژنرال دوگل معتقد بود، فرانسه بايد هواپيماي
كنكورد را بسازد و كارشناسان فرانسوي ايرباس را توصيه
مي كردند. امروز پس از سالها موفقيت ايرباس و شكست
كنكورد نشان مي دهد فرانسه زمان را از دست داده و
سرمايه گذاري در هواپيماسازي را به شكست رسانده است،
لذا انتخاب استراتژي درست حساس و ضروري است. درواقع در
اين مسابقه وقت استراحت پيش بيني نشده و زمان لحظه به
لحظه محاسبه شده است.
http://www.iran-newspaper.com/1381/810313/html الگوي
صحيح مصرف در جامعه منتظر
محمد آقایی پر
اكنون كه در سال اصلاح الگوي مصرف قرار داريم ضروريست
تا برنامه ريزان كشور بجاي صدور بخشنامه هاي فرمايشي
غير قابل اجرا در منابع دين مترقي اسلام تحقيق كرده و
با افق قرار دادن جامعه پيشرفته مهدوي الگوهايي را
بيابند تا در جامعه اي كه ريشه هاي مذهبي آن از هر
اهرمي قوي تر است اين الگوها هر چه سريع تر به فرهنگي
اسلامي تبديل شوند كه از يك جامعه مدعي زمينه سازي
ظهور انتظار مي رود.
از ديدگاه بسياري از علماي اسلام فقط دو شخص موفق مي
شوند كه بهترين نوع حكومت را كه احكام آن برخاسته و
مبتني بر آموزه هاي الهي است، در جامعه تشكيل دهند،
اين دو كساني نيستند جز پيامبر اكرم حضرت محمد مصطفي
(ص) و امام عصر حضرت بقية الله الاعظم (عج).
با نگاه به تاريخ 1400ساله گذشته نيز اين ديدگاه به
روشني قابل اثبات است بطوريكه پس از رحلت حضرت محمد(ص)
انحراف در دين اسلام آغاز شد و چيزي نگذشت كه در اندك
زماني نه تنها موضوع امامت و دستاوردهاي غدير خم به
باد فراموشي سپرده شد بلكه دختر پيامبر نيز به عنوان
اولين قرباني معصوم راه امامت به شهادت رسيد.
حتي موضوع بدينجا هم ختم نيافت و علاوه بر ظلم هاي
رفته به امام علي و امام حسن عليهم السلام در دهه ششم
هجري انحطاط در جامعه كار را به جايي رساند كه لشگر
منتسب به اسلام اباعبدالله الحسين (ع) را بنام خروج از
اسلام در كربلا با 72 يارش چنان به شهادت رساند كه تا
ابد نظير مظلوميت آن واقعه قابل تكرار نيست.
تامل در اين مصيبتها به روشني اثبات مي كند كه حتي
نزديك ترين حكومتها به دوران نبوت پيامبر اكرم نيز از
اجراي قوانين الهي يا ناتوان بودند و يا سرباز زدند
چراكه در گام نخست برخي از اساسي ترين احكام الهي را
ناديده گرفته يا تحريف كردند كه موضوع امامت و ولايت
از مهمترين آنهاست.
با اين نگاه وقتي به تاريخ نظر كنيم در مي يابيم كه
انحراف نه تنها در طول دوران ائمه معصوم (ع) كم نشد
بلكه با عميق تر شدن مطامع حاكمان زور و زر مسلط به
دنياي اسلام انحرافات به شهادت 11 معصوم انجاميد و در
نهايت تقدير الهي را در امام دوازدهم بر غيبت و انتظار
قرار داد تا جامعه بشري در اعمال و رفتار خود براي نيل
به جامعه فاضله بنگرد و نيز زمين از بقية الله خالي
نباشد.
حال اگر اين ديدگاه را بپذيريم كه فقط پيامبر اكرم (ص)
و حضرت حجت(عج) موفق به برپا ساختن حكومت عدل الهي
مبتني بر آموزه هاي وحياني مي شوند بايد ساير حكومتها
را در دو قالب ديگر دسته بندي كنيم.
دسته اول حكومتهايي هستند كه خود را اسلامي مي خوانند
و بر پايه دريافتهاي خود از دين اسلام به وضع قوانين
پرداخته و باري به هر جهت و بنام اسلام بر مسلمين حكم
مي رانند كه تاريخ اسلام اين نوع حكومتها را فراوان
ديده است.
دسته دوم نيز حكومتهايي هستند كه الگوي حكومتي خود را
شيوه حكمراني پيامبر و سيره نبوي و منابع منتسب به
ائمه معرفي كرده و افق نگاهشان در ترسيم قوانين و حركت
رو به تعالي جامعه را جامعه مهدي موعود دانسته و خود
را جامعه منتظر و زمينه ساز ظهور معرفي مي كنند و كليه
امور را در بينابين جامعه نبوي و جامعه آرماني مهدوي
مديريت مي كنند و سعي دارند نيم نگاهي هم به پيرامون
خود داشته و پيشرفتهاي ساير ملل را در نوع مثبتش مد
نظر قرار دهند.
به اذعان علماي معاصر ، انقلاب اسلامي ايران جزو دسته
دوم از اين تقسيم بندي است چراكه بنيانگذار آن حتي
بسيار پيشتر از پيروزي انقلاب در اعلاميه هاي بيشمار
و سخنراني هاي گوناگون مسير حركت انقلاب اسلامي را
اتصال به حكومت عدل گستر مهدوي اعلام و ترسيم كرده
است.
و پس از پيروزي انقلاب نير مدام بر اين راهبرد پاي
فشرده و طراحي قوانين و ساختار حكومت را برپايه همين
تدبير در قالب جمهوري اسلامي خواستارشده است كه اين
امر در سه دهه گذشته نيز در راستاي اين برنامه راهبردي
ادامه پيداكرده است.
اكنون با اين مقدمه به اين نتيجه مي رسيم كه به موازات
فراموشي و غفلت از بسياري از اصول و احكام اسلامي در
سدههاي گذشته موضوع مهم چگونگي مصرف نعمات خدادادي
نيز مورد غفلت قرار گرفته است و فرامين الاهي نيز در
اين زمينه كمرنگ شده اند.
حال اگر بخواهيم در جامعه كنوني يكي از اين احكام
فراموش شده را دوباره احيا كنيم باز فرصتي به اندازه
تاريخ وقوعش را نيازمنديم ، چراكه بايستي يك فرهنگ عوض
شود و كار تبديل يا تعويض و يا ارتقاء يك فرهنگ صد
البته كار يكسال و دوسال نيست.
رهبر انقلاب اسلامي ايران با درك اين واقعيت كه هم
اينك موضوع مصرف نعمات خداوندي در مرحله اي از خروج از
الگوهاي اسلامي و احياناً بحران مصرف روبروست سال جاري
را به عنوان سال الگوي مصرف ناميدند تا در اين سال به
اين موضوع نگاه جديتري انداخته شود.
با تدبر در نوع تقسيم بندي اي كه از نظر گذشت بايستي
به ناچار در حكومت مدعي به انتساب در گروه دوم به
دنبال باز تعريفي از مصرف و استخراج مجدد الگوهاي آن
از منابع اسلام باشيم.
در اين راستا منابع اسلامي شامل قرآن كريم ، سيره نبوي
و علوي و احاديث ائمه معصومين(ع) به عنوان سرفصل هايي
براي استخراج الگوهاي مصرف بايد مورد مطالعه و تحقيق
قرار گيرند.
البته اين نبايد بدان معني باشد كه به صورت سطحي
نگرانه به موضوع نگاه شود و احياناً با تحجر و سقوط در
عقب ماندگي به دين مترقي اسلام ضربه زده شود بلكه بايد
با انطباق احكام نبوي و فرامين ائمه و نيز رجوع به
مفاهيم و راهكارهاي متعالي قرآن كريم شيوه هاي صحيح و
نوين براي جامعه استخراج نمائيم و در عين حال نيز افق
نگاهمان به نقطه تعالي و پيشرفته بشر كه جامعه آرماني
مهدويست نيز باشد و تمامي برنامه هايمان در توازن با
اين افق استخراج و طرح ريزي شوند كه در اين صورت توفيق
حقيقي را به همراه خواهد داشت.
در اينجا به چند نمونه از دستورات اسلامي مرتبط با
الگوي صحيح مصرف كه از همين منابع پيش گفته استخراج
شده مي پردازيم.
قرآن كريم در وجوه مختلف و دفعات قابل تاملي به موضوع
اسراف و تبذير پرداخته و در سوره اعراف آيه 31 مي
فرمايد:
يَا بَنِي آدَمَ خُذُواْ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ
مَسْجِدٍ وكُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ
إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ ﴿۳۱﴾
اى فرزندان آدم جامه خود را در هر نمازى برگيريد و
بخوريد و بياشاميد و[لى] زيادهروى مكنيد كه او
اسرافكاران را دوست نمىدارد.
و يا در سوره اسراء در آيات 26 و 27 مي فرمايد:
وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ
السَّبِيلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا ﴿۲۶﴾
و حق خويشاوند را به او بده و مستمند و در راهمانده
را [دستگيرى كن] و ولخرجى و اسراف مكن
إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ
الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ
كَفُورًا ﴿۲۷﴾
چرا كه اسرافكاران برادران شيطان هايند و شيطان
همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است
در حقيقت امام حسن عسگري نيز بر همين اساس در نامه اي
به يكي از شيعيان او را به توانگري بشارت داده و توصيه
كرده اند:
بر تو با به ميانه روي و اعتدال و بر حذر باش از اسراف
، زيرا اين عمل از كارهاي شيطان است.
همچنين روزي پيامبر اكرم (ص) از محلي مي گذشت ، ناگاه
حضرت يكي از ياران خود بنام سعد را ديد كه در حال وضو
گرفتن است ولي براي اين فريضه اسلامي آب زيادي را مصرف
مي كرد ، پس حضرت به وي فرمود: اي سعد چرا اسراف مي
كني؟
سعد گفت: يا رسول اله در آب وضو نيز اسراف است؟
و پيامبر پاسخ فرمود: بله اگرچه از آب جاري هم استفاده
كني !
همچنين امام نخست شيعيان در حديثي مي فرمايند: هركه
ثروتي دارد مبادا آن را تباه كند زيرا صرف كردن بي
مورد آن ريخت و پاش و اسراف است، اين كار اورا در بين
مردم كوته بين بلند آوازه مي كند اما در نزد خداوند بي
مقدار است.
رسول اكرم نيز در حديثي ديگر مي فرمايند: نشانه مصرف
چهار چيز است: به كارهاي باطل مي نازد ، آنچه را
فراخور حالش نيست مي خورد ، در كارهاي خير بي رغبت است
و هركس را به او سودي نرساند قبول ندارد.
منابع سرشار اسلامي لبريز از چنين احكام راهگشايي است
كه اگر برنامه ريزان كشور و طراحان الگوهاي مصرف در
بخش هاي مختلف بدان رجوع نمايند مي توانند مترقي ترين
الگوها را نه تنها براي جامعه ايران اسلامي بلكه براي
كل ملتهاي مسلمان و جامعه بشري طراحي نمايند.
اكنون كه در سال اصلاح الگوي مصرف قرار داريم ضروريست
تا برنامه ريزان كشور بجاي صدور بخشنامه هاي فرمايشي
غير قابل اجرا در منابع دين مترقي اسلام تحقيق كرده و
با افق قرار دادن جامعه پيشرفته مهدوي الگوهايي را
بيابند تا در جامعه اي كه ريشه هاي مذهبي آن از هر
اهرمي قوي تر است اين الگوها هر چه سريع تر به فرهنگي
اسلامي تبديل شوند كه از يك جامعه مدعي زمينه سازي
ظهور انتظار مي رود.
http://www.zerotime.org/vdcfimdyaw6dc.giw.html
|
|
|
| |
|
|
|
|
|
 |
|
|
امام علی (ع) می
فرمایند :
زیاده روی مقدمه فقر و تنگدستی است.
|
|
|
|
|
| |
|