| |
|
|
| |
 |
|
بايد جنبشي جهاني براي كاهش مصرف سوختهاي فسيلي ايجاد شود.
خبرگزاري فارس: تحليلگر روزنامه اينديپندنت با
ابراز نگراني از عواقب ناگوار گرم شدن زمين هشدار داد
با توقف روند افزايش گازهاي گلخانهاي و جايگزيني سوختهاي
فسيلي با انرژيهاي نو از بروز يك فاجعه زيستمحيطي
جلوگيري كنيم.
به گزارش فارس، روزنامه انگليسي "اينديپندنت " در
مقالهاي به قلم "يوهان هري " با عنوان " نابودي يا
بقاء، انتخابي حياتي پيش روي بشر " نوشته است: همه ميدانيم
كه چه اتفاقي رخ خواهد داد، اما آيا آنقدر ابتدايي و
غيرمنطقي هستيم كه بگذاريم اين رخداد به وقوع بپيوندد؟
هري در ادامه مينويسد: ما هم به درمان بيماري سيارهمان
نزديك و هم از آن كاملا دور هستيم. رهبران جهان در چند
روز گذشته در شهر نيويورك گرد هم آمدند تا به بحث در
مورد گرمايش جهاني ناشي از فعاليتهاي بشري بپردازند،
آن هم در ساختمان سازمان ملل، يعني جايي كه اگر رهبران
جهان نتوانند راه حلي براي مشكلات زمين بيابند روزي
زير آب خواهد رفت. آنها همه ميدانند كه چه رخ خواهد
داد:دانشمندان بارها و به طور مؤكد اين مسائل را
يادآوري كردهاند.
وي با بيان اينكه اگر گرمايش ناشي از فعاليتهاي بشري
4/2 درجه سانتي گراد افزايش يابد، حوادث بسيار ناگواري
به وقوع خواهند پيوست - براي مثال تمام كشورهاي جزيرهاي
جنوب اقيانوس آرام به زير آب فرو خواهند رفت - تاكيد
كرد كه ميتوان جلوي اين فرايند را گرفت: اگر توليد
گازهاي گرمايشي را متوقف كنيم دما ثابت خواهد ماند.
اما اگر دما بيش از 4/2 درجه سانتي گراد افزايش يابد،
فرآيند گرمايش زمين از كنترل خارج شده و ديگر گزينهاي
به نام "توقف گرمايش " پيش روي ما نخواهد بود. جنگلهاي
باراني آمازون خشك شده و دچار آتش سوزي خواهند شد و
تمام دي اكسيد كربن انبار شده در درختان آزاد خواهد شد:
مقادير انبوهي از گازهاي گرمايشي انباشته شده در يخهاي
قطب شمال وارد جو خواهند شد؛ و ميزان گرمايش از 3 درجه
به 4 درجه سانتي گراد افزايش خواهد يافت، پس از آن
افزايش دما به 5 درجه خواهد رسيد و جهان تبديل به چيزي
غير قابل باور خواهد شد.
اين مقاله ميافزايد: اگر ميخواهيم به اين "نقطه غير
قابل برگشت " نرسيم، بايد توقف انتشار گازهاي گرمايشي
تا سال 2015 آغاز شود - يعني فقط 6 سال بعد - و تا سال
2050، توليد گازهاي گرمايشي به ميزان 85 درصد، كاهش
يابد. رهبران ما، در نشست ماه دسامبر در كپنهاك، بايد
روي اين موضوع به توافق برسند. مباحثات علمي به پايان
رسيدهاند. جواب علم در اين مورد كاملا واضح است. هر
كدام از رهبران ميتوانستند راه حل اين مسأله را بر
روي پوست و موي خود احساس كنند. يعني راه حلي كه در
قدرت لايزال خورشيد نهفته است.
اين نويسنده انگليسي با بيان اينكه هر روز نور خورشيد
نه هزار برابر بيش از آنچه ما نياز داريم - براي گرم
كردن خانهها و يا توليد نيروي هر وسيله الكتريكي بر
روي زمين - به ما انرژي ميدهد، تصريح ميكند كه بدست
آوردن يك درصد ناچيز از اين انرژي ، انرژيهاي فسيلي
را به زبالهدان تاريخ ميفرستد: تكنولوژي مورد نياز
حاضر است و منتظر ماست تا به سراغش برويم. پرفسور
آنتوني پات، ثابت نموده كه ميتوان با استفاده از تنها
3/0 درصد از سطح صحراي شمال آفريقا - منطقهاي برابر
با وسعت بلژيك - و پوشش آن با تأسيسات توليد انرژي
خورشيدي، تمام انرژي مورد نياز اروپا را تأمين نمود.
كنسرسيومي متشكل از شركت هاي بزرگ آلماني آماده انجام
اين كار است. آنها فقط به پول نياز دارند. هزينه اين
پروژه چيزي در حدود 50 ميليارد دلار است. اما اين رقم
در مقابل هزينههايي كه ما در مناطق جنگي نفت خيز ميكنيم
بسيار ناچيز است.
به گفته هري همه قارهها ميتوانند از اين امكان بهرهمند
شوند: ميتوان با تجهيز تنها 200 كيلومتر مربع از
صحراهاي آمريكا با تأسيسات توليد انرژي خورشيدي، تمام
نياز انرژي اين كشور را برطرف ساخت. هزينه اين پروژه
برابر با هزينه ده سال خريد نفت خواهد بود. البته
هزينههاي ناشي از جنگها، حكومتهاي استبدادي و يا
ضربات متقابل اسلامگراها را در نظر نميگيريم. چين و
هندوستان نيز ميتوانند از همين تكنولوژي بهره ببرند.
ما ميتوانيم با همان تلاشي كه براي غلبه بر نازيها
انجام داديم، به اين هدف نيز نائل گرديم. ما نيز ميتوانيم
نسلي بزرگ شويم، نسلي كه تا لبه پرتگاه پيش رفت اما
توانست با تلاش دسته جمعي وضعيت را تغيير دهد. ما
تمدني سبز و معتدل بنا نهاده و پيش به سوي هزاره سوم
خواهيم رفت.
نويسنده با انتقاد از دلبستگي رهبران كشورها به
تكنولوژيهاي كثيف، آورده است: در بريتانيا، ما دوباره
به زغال سنگ روي آوردهايم و توليد آن را نسبت به سال
قبل 15 درصد افزايش دادهايم. پرفسور جيم هانسن رئيس
ناسا و برترين اقليم شناس جهان، از مراكز توليد انرژي
زغال سنگي با عنوان "كارخانههاي مرگ " ياد ميكند،
كارخانههايي كه ميليونها نفر را محكوم به گرسنگي،
غرق شدگي و يا آتش سوزي خواهند نمود. در اروپا، انرژي
خورشيدي با مرگ تدريجي مواجه شده است. ارزش سهام شركت
كيو-سلز (Q-Cells)، بزرگترين شركت توليد انرژي خورشيدي،
امسال از 100 يورو به 10 يورو كاهش پيدا كرد. در
اسپانيا نيز كه يكي از بازارهاي بزرگ انرژي خورشيدي را
در اختيار دارد، وضعيت اسفناكي حكمفرما شده است.
در ادامه اين مقاله آمده است: بانك جهاني، كه هر ساله
400 ميليون پوند از مالياتهاي شما را دريافت ميكند،
اين منظره دود گرفته را در دنيا گسترش ميدهد. اين
بانك در حدود 5 ميليارد دلار به كشورهاي فقير كمك كرده
تا نيروگاههاي حرارتي توليد برق تأسيس نمايند.
نيروگاههايي كه آنها را نابود خواهند نمود. بانك
جهاني بودجه لازم براي احداث يك نيروگاه حرارتي با
سوخت زغال سنگ در ايالت گجرات هند را فراهم آورده است.
اين نيروگاه بزرگترين منبع توليد گازهاي گلخانهاي در
جهان خواهد بود.
نويسنده در پاسخ به اين سؤال كه چگونه ميتوانيم در
مقابل اين خطرات از خود دفاع كنيم، مينويسد: دولت
آمريكا و دولت هاي اروپايي در توهم مشتركي گرفتار آمدهاند
و فكر ميكنند ميتوان كربن حاصل از سوختن زغال سنگ را
در دودكش هاي كوره محبوس كرد، سپس آن را جمعآوري
نموده و براي ابد در جايي انبار كرد و بدين ترتيب زغال
سنگ تبديل به سوختي "پاك " گردد. اما در دنياي واقعي
وضعيت طور ديگري است. نيروگاه هازلوود واقع در لاتروب
ولي و يكي از "پاك ترين " نيروگاههاي زغال سنگ دنيا،
تنها 05/0 درصد از كربن توليدياش را جذب ميكند.
پرفسور "هوارد هرزوگ " يكي از متخصصين اين نوع
تكنولوژي، احتمال دستيابي به تكنولوژي مورد نياز براي
جذب و انبار كردن كربن را "صفر " ميداند.
به اعتقاد هري منافع مجموعه كوچكي از افراد به نفت،
زغال و گاز وابسته است، بنابراين اگر براي تهيه انرژي
به خورشيد، نيروي باد و يا امواج آب روي آوريم؛ الماس
ها و بشگه هاي نفتياي كه اين افراد صرف اكتشاف معادن
آتي كردهاند به هدر خواهد رفت - بنابراين آنها آمادهاند
تا در صورت لزوم به سياستمداران پول دهند تا آنها
سيستم را مطابق ميل اين افراد نگه دارند، و همچنين
ميلياردها دلار در تبليغات گمراه كننده ولخرجي نمايند
تا من و شما را سردرگم سازند.
وي بر اين باور است كه اين فرايند به وضوح در آمريكا
جريان دارد: باراك اوباما فرد بسيار باهوشي است. وي
چندين نفر از برترين دانشمندان دنيا را دور خود جمع
كرده تا به وي بگويند چه كاري لازم است انجام گيرد.
اما او در يك سيستم سياسي غوطه ور در نفت، گرفتار آمده
است. نمايندگان نوكرمآب كنگره آمريكا قانوني ناقص به
نام "قانون تجارت مجوزهاي انتشار گازهاي گرمايشي " را
تدوين نمودهاند كه اگر موفق عمل كند قرار است ميزان
انتشار گازهاي گلخانهاي را تا شش درصد كاهش داده و به
سطح قبل از سال 1990 برگرداند. اما همين نيز اتفاق
نخواهد افتاد: مجوزهايي كه قرار بود شركتهاي نفتي
براي بدست آوردنشان هزينه كنند، به صورت رايگان در
اختيار آنها قرار خواهد گرفت. از طرفي شواهد نشان ميدهد
كه همين قانون ناقص نيز به تصويب كنگره نخواهد رسيد.
به نوشته اين روزنامه انگليسي در همين حين، چين اعلام
كرده با تصويب قوانين محدوديتي بيشتر در نشست كپنهاگ
موافق است اما به شرطي كه كشورهاي ثروتمند - مسؤول
توليد 90 درصد گازهاي گلخانهاي - ساليانه يك درصد از
توليد ناخالص داخلي خود را به كشورهاي فقير اختصاص
دهند تا اين كشورها از آن براي تطبيق خود با سوختهاي
پاك استفاده نمايند. موارد زيادي موجود هستند كه بر
اساس آنها ميتوان از ديكتاتوري چين انتقاد كرد اما
يقينا اين مورد يكي از آنها نيست. اين نوعي درخواست
بسيار منطقي براي ايجاد عدالت است. كشورهاي فقير
ارتباط كمي با ايجاد اين بحران داشتهاند، اما از
اثرات آن به شدت متأثر خواهند شد. آنها مستحق دريافت
غرامت هستند. با اين حال آمريكا و اتحاديه اروپايي اين
پيشنهاد عاقلانه را "كاملا غيرواقعي " ناميده و با آن
مخالفت كردهاند.
بنابراين آيا ما، به عنوان يك گونه زيستي، محكوم شدهايم
تا به درون شكاف تاريخي موجود بين دنياي آكنده از سوختهاي
فسيلي و دنياي برخوردار از انرژي خورشيدي، بغلطيم؟ آيا
سنگوارههاي فسيلي كه ميليونها سال بعد كشف خواهند شد
نشان خواهند داد كه ما چنان نادان و ابتدايي بوديم كه
نتوانستيم از فراز اين شكاف پرش كنيم؟
نويسنده در پاسخ به سؤال فوق آورده است: اگر نااميد
شويم و منتظر نابودي زمين بمانيم اين اتفاق خواهد
افتاد. در آن صورت بايد در سيارهاي كه به شدت تغيير
يافته و تخريب شده است تمام تلاش خود را به كار بريم
تا بقاي خود را حفظ نماييم. اما هنوز پنجره كوچكي وجود
دارد كه از داخل روزنه آن عقلانيت ميتواند گسترده شود
- و من معتقدم، شايد با ديوانگي، كه اين امر ميتواند
رخ دهد. بدين منظور بايد در سرتاسر جهان جنبشي عظيم و
سرسخت ايجاد شود تا در همه جا به دولتها فشار آيد و
مصرف سوختهاي فسيلي تحت كنترل در آيد. ما هنوز هم ميتوانيم
آخر داستان قرن بيست و يكم را تغيير دهيم. و آن را از
پاياني نابود كننده تبديل به داستان موجوداتي نماييم
كه به جاي مبارزه با اكوسيستم شان با آن خو گرفته و در
كنارش زندگي كردند. ما ميتوانيم و بايد اين كار را
بكنيم.
يوهان هري در پايان تاكيد ميكند: نشست كپنهاگ در سه
ماه آينده برگزار خواهد شد. در آنجا و همچنين در سالهاي
متعاقب آن كه بايد قوانيني تصويب شده اِعمال شوند،
چيزي اساسي در مورد خودمان ياد خواهيم گرفت. آيا ما
نسلي بزرگ هستيم و يا بدترين نسل موجود بر كره خاكي؟
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8807120907
|
|
|
| |
|
|
|
|
|
 |
|
|
امام علی (ع) می
فرمایند :
زیاده روی مقدمه فقر و تنگدستی است.
|
|
|
|
|
| |
|